خرید بک لینک
حجتالاسلام انصاریان می گفت جمعی از اهل دل رفتیم در یک کوهستان و بقدری فضا معنوی بود که تا صبح دعای جوشن و ابوحمزه میخواندیم و گریه میکردیم.راننده. که فرد متوسط متمایل به سطح پایین معنوی بود ، نماز مختصری خواند ، شام خورد و خوابید. دوباره صبح نماز مختصری خواند و خوابید.*یکی از همراهان گفت آقای محتر

برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:15

صحبت, از خوان, کریم, است و تهی دستی مادستها گرم قنوتند، زحاجت لبریز گوش این طایفه آوای گدا نشنیده استقبل گفتن شده کاسه ز اجابت لبریز دستهایم دم صبحی به ضریحش نرسیدمثل شمعی به تمنای حرم آب شدم بیشتر حرف حسن بود میان سخنماربعین نزد حسینش که شرفیاب شدم خاک گر نام حسن داشت به لب، دُر میشدنام او را به روی

برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:15

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را وگم کردم جوانی را

کنون با بارپیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را...

« شهریار »

برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 15:15

صفحه بندی